کافیه
کافیه توی زندگیت فقط یک بار دلت بشکنه... فقط یک بار غرورت اعتمادت و باورت بشکنه... همین یک بار کافیه تا یک عمراز پشت نگاهی ترک خورده به آدم ها نگاه کنی.... و دیگ هیچ نگاهی نباشه ک دلتو💔بلرزونه...
کافیه توی زندگیت فقط یک بار دلت بشکنه... فقط یک بار غرورت اعتمادت و باورت بشکنه... همین یک بار کافیه تا یک عمراز پشت نگاهی ترک خورده به آدم ها نگاه کنی.... و دیگ هیچ نگاهی نباشه ک دلتو💔بلرزونه...
خندیدن خیلی خوبه... قهقهه که دیگ عالیه... گریه هم آدمو آروم میکنه.... اما... لعنت به بغض...
بخند مادرم.. من با صدای خنده هات جون میگیرم... نگام کن که با برق نگاهت مادر دنیارو میبینم.. باش مادر که منم باشم❤ قربون همه ی مامانا❤❤
دیدی وقتی دستتو با کاغذ میبری اذیتت میکنه!!! میسوزه و از فکرت بیرون نمیره! اما مثلا وقتی با چاقو میبری بعده چند دقیقه فراموش میکنی! در واقع کاغذ از چاقو برنده تر نیست.. فقط تو انتظار آسیب دیدن از کاغذ رو نداشتی... حکایت خیلی از آدماس👌
عظمت در تفکر است نه در چیزی که میبینیم سعی کنیم درست بیندیشیم
همه ماها یه سری عکسا و چتایی تو گوشیمون داشتیم... که مُردیم تا پاکشون کردیم... همه ماها یه آهنگایی داریم... که یه روز آهنگِ عشقمون بوده... ولی الان تا پلی میشه میزنیمش جلو... همه ماها یه اسمی تو زندگیمون هست... که هروقت بشنویمش میریم تو یه دنیای دیگه... همه ماها ...
منم ی روز عاقل میشم بزرگ میشم آدم میشم شخصیت مدار میشم و دور کلی از کارارو ی خط قرمز گنده میکشم! اما تا اون موقه ... چاره چیه ... #پیر_کوچولو
⇜ خــــــــــــــــدایـــــــــــــــا ⇝ بین آدماے روے زمـینـــــــت ڪہ آرامشــے نصیبــم نشد .... میـــــشـہ یـہ جا بین آدماے زیر زمیـــنت بــهـم بـــدی ؟؟؟ ☜ آخــہ دیـــــــــدم رو ســنگــاشــون نوشتــــــــہ بود : ⇜ آرامگــــــــــــــــــــــــــــاه
من که تو را همین حوالی گم کرده ام دلم نمی آید از اینجا بروم! بی انصاف... تو چطور دلت آمد از اینجا که مرا پیدا کردی بروی؟
به آدمهای در رفت و آمد اعتماد نکنید! "میروند" به بهانه ی پیدا کردنِ آدمِ بهتر "برمیگردند" به دلیل پیدا نکردنِ آدمِ بهتر..
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم دل دیوانه را دیوانه تر کن مرا از هر دو عالم بی خبر کن بیا امشب شرابی ...
و تو، صداقت!!! چه کرده ای با مردم هر بار که با تو به جمع شان می روم با من بد می شوند چقدر دلم می خواهد با تو باشم نمی شود انگار دیگر کسی قواره ات نیست من هم نیستم کم آورده ام دلم می خواست بر سر دو ...
اشکهایی هست ک بایدریخته بشه هر آدمی بالاخره یه روزی به چیزی یا کسی که ترک کرده برمیگرده، نه اینکه بخواد دوباره به دستش بیاره، نه اینکه بخواد دوباره داشته باشدش یا اینکه دوباره باهاش باشه، نه ! اشک هایی هست که باید ریخته بشه، ممکنه چند روز بعد، ممکنه ...
دیشـــب ازدلتنـگیت بغـض گلویــم را شکست گریــه اےشد برفــراز آرزوهـایـم نشست من نگاهت راکشیــدم روےتاریخ غــــزل تابمـاندیادےازروزے که برقلبـم نشست
زیاد که بمانی فراموش می شوی! هستی تو را میبینند با تو حرف میزنند اما فراموش شده ای مانندِ تمامِ چیزهایی که دو رو برت داری اما به آنها حتی فکر هم نمیکنی
ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺳـــــﻂ ﭘﯿﺸــــﺎﻧـــﯽ ﺍﺕ ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﻗﺒﻠـــــﻪ ﮔــﺎﻩ ﻟﺒـﻬــﺎﯼ ﻣــــــﻦ ﺑـــــــﻮﺳﻪ ﻫــﺎﯾـــــﻢ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﺟــﺎ ﺣﻮﺍﻟـــــﻪ ﻣﯽ ﮐﻨـــــﻢ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
آنقدر که تـــــو را میخواهَم٬ بودنِ خــودم را نمیخواهم چـِقــدر زیباست این عشــــق با وجود تمام غرورمردانه ام.. ایـن مَحــوِ تــــو بودن را "٬ دوســت دارم"" 💗❤️💗
🌹 دل شکسته 🌺: ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ نــــده کسی که ﺗــــــﻮ ﺭا … فـــــــــــــط ﻭ فــقــــــــط به خاطر ﺧﻮﺩﺕ می خواهد !
وقتی گربه صورت خود را به چیزی می مالد یعنی آن چیز جزو قلمروش است و اگر صورت خود را به انسان بمالد یعنی آن فرد را جزو اعضای خانواده محسوب میکند.
به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم موهایت سفید شده اند قدم هایت دست به عصا بر خلافِ مِیلت عینک می زنی هنوز سهراب را بیشتر از شاملو دوست داری عصرها با پیراهنِ سفیدِ اتو کشیده ای به پارک می روی گاه پروانه ای نگاه ت را می برد تا شبنمی ...
حــــــســـــرتــــــकहॐ: چشم هایت پر از عاشقانه های پاییز است ، نگاهم که می کنی خشکم می زند ، زرد می شوم ، می ریزم ......
سلام دوستان ببخشید بهتون س نمیزنم مرگرم خراب شده
تو هر خیابونی میرم بوی تورو میده چقد خاطره داشتی با مردم ب گوشم رسیده
اخه این همه ادم چرا بامن دل اشوب قدیمی ها گفتن دل عاشقا شکست خورد
اى که ازتازگى زخم
دلم تازه ترى/
یعنى
از قصه دلتنگى من
باخبرى/
مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد/
هرشب آهسته از آفاق دلم میگذرى/
•
•
من پذیرفتم که عشق افسانه است/
این دل دردآشنا دیوانه است/
میروم شاید فراموشت کنم/
بافراموشى هم آغوشت کنم/
میروم ازرفتن من شادباش/
ازعذاب دیدنم آزادباش/
گرچه تو تنهاتر ازمامیروى/
آرزو دارم ولى عاشق شوى/
آرزو دارم بفهمى درد را/
تلخى برخوردهاى سرد را/
•
•
آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد،
آنکه تنها شده بسیار،مرا میفهمد،
چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام،
که فقط ریزش آوار مرا میفهمد،
دیگه نمیگم ک چرا جداشدیم ازهم بیا خاطراتو چال کنیم اصن
نفرین به این وجدان بیهودم
ای کاش من خودخواهتر بودم
غرور من این بار حق داره
دنیا به من خیلی بدهکاره
سکوت یعنی مرده فریادم
باید تو رو از دست میدادم
از من به تو پنجرهای وا نیست
وقتی که خوشبختیت اینجا نیست
تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم میشه چون که مجبوره
برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره
روزگار ادمو زجر میده تا مردش بشی خیلی درد داره یه روزی شرمنده قلبت بشی