عید
مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را
که نه کس را مبارکباد گوید نه کس او را
گذشت عمر و تو در فکر نحو و صرف و معانی
بهائی! از تو بدین «نحو»«صرف» عمر، «بدیع» است
مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را
که نه کس را مبارکباد گوید نه کس او را
گذشت عمر و تو در فکر نحو و صرف و معانی
بهائی! از تو بدین «نحو»«صرف» عمر، «بدیع» است
هر یک از موجود، با طوری وجود
بهر او موجود شد، انسان نمود
بود امر ممکنی از ممکنات
در ازل ممتاز از غیرش به ذات
بود اما بودنی علمی و بس
حد علم ارچه نشد مفهوم کس
مأخذ کل، قدرت بیمنتهی است
بیکم و بیکیف و أین و متی است
داشت از حق، بهر حق را هم ظهور
خواهی ار تمثیل وی، چون ظل و نور
ظل، قدرت بود، کل، قبل الوجود
هم ز حق، از بهر حق معلوم بود
چون معانیشان ز یکدیگر جداست
گر تو ماهیاتشان خوانی، رواست
زانکه ماهیت ز ماهو مشتق است
زان به هر یک صدق، تشبیه حق است
آنچه میگویم، همه تقریب دان
نیست جز تقریب در وسع بیان
این بیانات و شروح، ای حق شناس
جمله تمثیل و مجاز است و قیاس
وه! چه نیکو گفت دانای حکیم
از پی تمثیل قدوس و قدیم:
ای برون از فکر و قال و قیل من
خاک بر فرق من و تمثیل من
مبادا کس به زور خویش مغرور
بسا دهقان که صد خرمن بکارد
ز صد خرمن یکی را برندارد
هرگز نرسیدهام من سوخته جان،
روزی به امید
وز بخت سیه ندیدهام، هیچ زمان،
یک روز سفید
قاصد چو نوید وصل با من میگفت،
آهسته بگفت
در حیرتم از بخت بد خود که چه سان؟
این حرف شنید
دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند منو با نام وبم بلینکند و بعد خبرم کنن تا منم بلینکمشون