به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم موهایت سفید شده اند قدم هایت دست به عصا بر خلافِ مِیلت عینک می زنی هنوز سهراب را بیشتر از شاملو دوست داری عصرها با پیراهنِ سفیدِ اتو کشیده ای به پارک می روی گاه پروانه ای نگاه ت را می برد تا شبنمی ...