شاملو
به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم موهایت سفید شده اند قدم هایت دست به عصا بر خلافِ مِیلت عینک می زنی هنوز سهراب را بیشتر از شاملو دوست داری عصرها با پیراهنِ سفیدِ اتو کشیده ای به پارک می روی گاه پروانه ای نگاه ت را می برد تا شبنمی ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۵ ساعت 18:57 توسط sanaz
|
دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند منو با نام وبم بلینکند و بعد خبرم کنن تا منم بلینکمشون