خسته ام از اینکه همه ی راه تنهام

تنهام مثل یه گنجشک توی بارون

خسته اماز اینکه کسیرو نداشتم

که بگه کجا میریم از کجا میایم 

ویا چرا میریم

بیشتر از مردمی خسته ام که همدیگرو ازار میدن

خسته ام از همه دردهایی که میشنوم و حس میکنم