بی خیالی...
من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند،
سخت است بدانم میبینی و بی خیالی …
تویی که روزگاری برایم درمان بودی ..
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵ ساعت 17:39 توسط sanaz
|
سخت است بدانم میبینی و بی خیالی …
تویی که روزگاری برایم درمان بودی ..
دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند منو با نام وبم بلینکند و بعد خبرم کنن تا منم بلینکمشون